بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامانی

چهارشنبه سوری و عید

1395/1/6 2:19
نویسنده : ریحانه
125 بازدید
اشتراک گذاری

دختر گلم هر سال چهارشنبه سوری می رفتیم سراب چون همه اونجا جمع بودن و کلی خوش میگذشت, ولی امسال بابا نبردمون و گفت تو می ترسی.

برای همین توی حیاط یه اتیش روشن کرد , تو هم با تعجب فقط نگاهه اتیش می کردی.

کاش میفهمیدم دلیل تعجبت چی بود.

چند روز پیش تو توی حال بودی منم اتاق خواب بابا هم حمام, وقتی از اتاق اومدم بیرون دیدم برگشتی روی دستت و داری بالا رو نگاه می کنی کلی ذوق کردم واست همه ی زندگییم.

حالا همه با هم:

سال 1395 مبارک(سال میمون)

عزیز دلم اولین عیدت مبارک باشه

صد سال به این سالها گل

دخترم.

ای خدا جون تو این سال جدید به همه تن سالم و دل خوش روزی بده.

راستی عمه بهاره از المان اومد و کلی واست سوغاتی اورده بود.

عمه بهنازم عروسیشه. ان شالله که خوش بخت بشه.

خیلی گلن عمه هات من که مثل خواهرای خودم دوسشون دارم.

 

 

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مادر دردانه
25 فروردین 95 17:36
دیگه مامان دردانه یادت رفته ها دلم واسه بهار گلی تنگ شده